تبلیغات
جوانان سبزاندیشان فردای بهتر

دانشجویان تربیت معلم شهید هاشمی نژادمشهد در رشته های ورزشی والیبال،تینس رومیزی و بدمینتون مقام اول را به خود اختصاص دادند

دانشجویان تربیت معلم شهید هاشمی نژادمشهد در رشته های ورزشی والیبال،تینس رومیزی و بدمینتون مقام اول را به خود اختصاص دادند




دانشجویان تربیت معلم شهید هاشمی نژادمشهد  باعنایت خداوند متعال  ومساعی ارزشمند و دلسوز مربیان و سرپرستان در هیجدهمین  دوره مسابقات ورزشی مراکز تربیت معلم استان که در شهرستان قوچان برگزارگردید در رشته های ورزشی والیبال،تینس رومیزی و بدمینتون مقام اول را به خود اختصاص دادند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387    | توسط: سیدمهدی سبزیان    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

گزارش تصویری طبیعت بهاری تربیت معلم شهید هاشمی نژادمشهد

گزارش تصویری طبیعت بهاری تربیت معلم شهید هاشمی نژادمشهد




گزارش تصویری طبیعت بهاری

 تربیت معلم شهید هاشمی نژادمشهد


نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387    | توسط: سیدمهدی سبزیان    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

كریسمس در گوشه و كنار جهان

 
كریسمس در گوشه و كنار جهان
جام جم آنلاین: امشب 24 دسامبر جشن كریسمس (نوئل) میلاد حضرت عیسی (ع) و فردا 25 دسامبر روز این جشن مذهبی است كه كلیه مسیحیان كاتولیك و پروتستان آن را جشن می گیرند. مسیحیان ارتدوكس و گریگوری در روز 6 ژانویه میلاد حضرت عیسی (ع) را جشن می‌گیرند. جشن كریسمس را به كلیه هموطنان مسیحی تبریك می گوییم. نگاهی به جشن كریسمس (نوئل) در گوشه و كنار جهان از خبرگزاری های مختلف. 4 آذر87 . گزارش : بهرام افتخاری.
فواد طوال اسقف كلیسای كاتولیك بیت المقدس به سنت همیشه در كلیسای مهد در شهر بیت لحم در شب كریسمس دعای شب میلاد حضرت عیسی (ع) برای حاضران می خواند. هزاران زائر از گوشه و كنار جهان به این مناسبت به شهر بیت لحم سفر كرده اند. رویترز.
كارگران در روز چهارشنبه 24 دسامبر درخت كریسمس غول آسایی كه در مقابل كاخ كرملین در مسكو نصب شده را تزیین می كنند. فرانس پرس.
مردی در لباس بابا نوئل در شهر مكزیكو سیتی با دو مادر و كودكانشان عكس یادگاری می گیرد و ظاهرا یكی از بچه ها از ریش بلند مصنوعی بابا نوئل ترسیده و به گریه افتاده است. رویترز.
تصویر یك چكمه غول آسای بابا نوئل در یك خیابان اصلی شهر سئول ، پایتخت كره جنوبی. آسوشیتدپرس.
یك زوج ژاپنی در شب كریسمس در شهر توكیو تزیینات نورانی این جشن و صف مسیحیانی كه قصد ورود به كلیسا را دارند ، تماشا می كنند. رویترز.
تصویر مردم در خیابان مشهور آكسفورد استریت در مركز لندن در روز چهارشنبه 24 دسامبر كه قصد خریدهای لازم برای كریسمس را دارند. رویترز.
منظره خیابان مشهور شانزه لیزه و میدان اتوال در نخستین ساعات شب جشن نوئل و مردمی كه با عجله می خواهند زودتر به خانه بروند. آسوشیتدپرس.
مسیحیان چینی در انتظار آغاز دعای شب كریسمس در مقابل كلیسای اعظم كاتولیكی شهر پكن ایستاده اند. آسوشیتدپرس.
مردم فنلاند بر اساس سنت در روز 24 دسامبر بر سر مزار عزیزان از دست رفته شان می روند. تصویر خانواده ای كه در گورستان شهر واآسا فنلاند طبق سنت در كنار سنگ مزار عزیزشان شمع روشنی را می گذارند. فرانس پرس.
تصویر یك فروشگاه شهر نیویورك در روز 24 دسامبر و مردمی كه برای خرید جشن كریسمس به آن مراجعه كرده اند. رویترز.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 دی 1387    | توسط: سیدمهدی سبزیان    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

نوروز

نوروز

دیباچه
انسان، از نخستین سال های زندگی اجتماعی، زمانی که از راه شکار و گردآوری خوراک های گیاهی روزگار می گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبـیعی، یعنی تکرار فصول شد.  زمان یخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گیری پرندگان و چرندگان را از یکدیگر جدا کرد.  نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را بوجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغیـیـر آن آسانتر دیده می شد، صورت گرفت.  و بالاخره نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت.  سال در نزد ایرانیان همواره دارای فصل نبوده، زمانی شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زمانی دیگر تابستان هفت ماه ( از فروردین تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردین ) بوده، و سرانجام از زمانی نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم گردیده است. گذشته از ایران: "سال و ماه سغدی ها، خوارزمی ها، سیستان ها در شرق و کاپادوکی ها و ارمنی ها در مغرب ایران، بدون کم و زیاد همان سال و ماه ایرانی است".

آغاز سال
مردم شناسان را عقیده بر این است که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیـیـن ها در نخستین روزهای پائیز، یا زمستان و یا بهار می باشد.  آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغیـیـر گردید ولی حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الا نبـیـاء و ابوریحان بـیـرونی در آثار الباقیه گویند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردین بود. وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـیـعی بود، و طالع سرطان بود.  

پیدایش جشن نوروز
در ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند.  شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره می شود : 

جهان انجمن شد بر تخت اوی               از آن بر شده فره بخت اوی

به جمشید بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کین

به نوروز نو شاه گیتی فروز                   بر آن تخت بنشست فیروزروز

بزرگان به شادی بیاراستند                   می و رود و رامشگران خواستند

 محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته :  

 جمشید علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد می باشید تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمایـیـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردین. پس آن روز رسم کردند.    

ابوریحان بـیـرونی پرواز کردن جمشید را آغاز جشن نوروز می داند : چون جمشید برای خود گردونه بساخت، در این روز بر آن سوار شد، و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیـدن این امر به شگفت شدند و این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نـشـیـنـند و تاب می خورند.  

به نوشته گردیزی، جمشید جشن نوروز را به شکرانهً این که خداوند " گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود " برگزار کرد و هم در این روز بود که " جمشید بر گوساله ای نشست و به سوی جنوب رفت به حرب دیوان و سیاهان و با ایشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خیام می نویسد که جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقیقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود؛ و چون جمشید، آن روز دریافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آیـیـن آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.   

در خور یادآوری است که جشن نوروز پـیـش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز، با آنکه جشن را به جمشید منسوب می کند، یاد آور     می شود که، " آن روز را که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پـیـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ایران، در آسیای صغیر و یونان، برگزاری جشن ها و آیـیـن هایی را در آغاز بهار سراغ داریم.  در منطقهً لیدی و فری ژی، براساس اسطوره های کهن، به افتخار سی بل، الههً باروری و معروف به مادر خدایان، و الههً آتیس جشنی در هنگام رسیدن خورشید به برج حمل و هنگام اعتدال بهاری، برگزار می شد. مورخان از برگزاری آن در زمان اگـُوست شاه در تمامی سرزمین فری ژی و یونان و لیدی  و آناتولی خبر می دهند. به ویژه از جشن و شادی بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردین ) . 

صدرالدین عینی دربارهً برگزاری جشن نوروز در تاجیکستان و بخارا ( ازبکستان ) می نویسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـنی ها، راست آمدن این عید، طبـیـعت انسان هم به حرکت می آید. از این جاست که تاجیکان می گویند : " حمل، همه چیز در عمل ". در حقیقت این عید به حرکت آمدن کشت های غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و دیگر حاصلات زمینی است که انسان را سیر کرده و سبب بقای حیات او می شود.  وی در جای دیگر می گوید :   در بخارا " نوروز " را عید ملی عموم فارسی زبانان است، بسیار حرمت می کردند. حتی ملای دینی به این عید که پیش از اسلامیت، عادت ملی بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم این عید را ترک نکرده بودند، رنگ دینی اسلامی داده، از وی فایده می بردند. از آیت های قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وی در نوروز از عادت های ملی بیـش تره بوده، تر کرده می خوردند. ولی برگزاری شکوهمند و باورمند و همگانی این جشن در دستگاه های حکومتی و سازمان های دولتی و غیر دولتی و در بیـن همهً قشرها و گروه های اجتماعی، بی گمان، از ویژگی های ایران زمین است، که با وجود جنگ و ستیزها، شکست ها و دگرگونی های سیاسی، اجتماعی، اعتقادی، علمی و فنی، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ های دیگر نیز راه یافته است؛ و در مقام مقایسه، امروز جامعـه و کشوری را با جشن و آیـیـن چندین روزه ای، که چنین همگانی و مورد احترام و باور خاص و عام، فقیر و غنی، کوچک و بزرگ و بالاخره شهری و روستایـی و عشایـری باشد، سراغ نداریم.   

روزها یا ماه جشن نوروز
مدت برگزاری جشن هایی چون مهرگان، یلدا، سده و بسیاری دیگر، معـمولا یک روز ( یا یک شب ) بـیشتر نیست.  ولی جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آیـیـن های نوروزی " گویاتر است، دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را، پس از جمشید یک ماه می نویسد :   

 چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزیگران.  

کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سلیمان صفوی، مهمانی ها، تفریح و جشن های نوروز در میدان های عمومی تا سه هفته طول می کشید. "درو ویل" مدت تعطیلی جشن نوروز را در زمان فتحعلیشاه دو هفته می نویسد.  ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سیزده بدر " پایان می پذیرد. 

رسم ها و آیـیـن های نوروزی که از روزگاران کهن برگزاری آن ها از نسلی به نسل بعد به ارث رسیده، به ناگزیر با دگرگونی شیوه های زندگی، تکنولوژی های صنعتی و ماشینی، سازمان های اداری، شغـل ها، قانون ها، وسایـل ارتباط جمعی جدیـد - چنان که خواهیم دید - بدون آنکه هویـت خود را از دست بدهد، تحول یافته است.   از آداب و رسم های کهن پـیـش از نوروز، بایستی از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.  

پنجه ( خمسه مسترقه )
بنابر سال نمای کهن ایران، هر یک از دوازده ماه سال سی روز است و پنج روز باقی ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پیتک( در زبان و تقویم مازندرانی ) یا بهیزک ( در روز شمار زردشتیان ) گویند. ابوریحان دربارهً پنجه می نویسد :

  ... هر یک از ماه های فارسی سی روز است و از آن جا که سال حقیقی سیصد و شصت و پنج روز است، پارسیان پنج روز دیگر سال را " پنجی " و " اندرگاه " گویند. سپس این نام تعریب شده و " اندرجاه " گفته شد و نیز این پنج روز دیگر را روزهای مسترقه نامند، زیرا که در شمار هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود ....  

این پنج روز را که همزمان با یکی از شش " گهنبار " است، جشن می گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرار داد، برگزار می شد.  

برگزاری جشن خمسه در بین همهً قشرهای اجتماعی رواج داشت. به طوری که در 1311 هجری قمری مردی نیک اندیش در هزینه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش می کند که : " ... بقیه منافع وقف را هر ساله برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک وضیع و شریف ذکور و اناث، صغیر و کبـیر بالسویه برسانند ".   در گاهشماری تبری، که نوروز در مرداد ماه برگزار می شد، مراسم پنجه، در دورهً صفویه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود :   ... و حضرت اعلی شاهی ظل اللهی، به دستور ولایت بهشت آسای مازندران کامیاب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزای بهاری سپری گشته، هوای آن دیار رو به گرمی نهاد، ارادهً تماشای جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گیلان است از خاطر خطیر سر زد.  رسم مردم گیلان است که در ایام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجیم آن ملک، بعد از انقضای سه ماه بهار قرار داده اند، و در میانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دریا آمده، پنج روز به سور و سرور می پردازند و همگی از لباس تکلیف عریان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با یکدیگر آب بازی کرده، و بدین طرب و خرمی می گذرانند و الحق تماشای غریبی است.   

میر نوروزی
از جمله آیـیـن های این جشن پنج روزه، که در شمار روزهای سال  و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی، حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود، و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی کوسه یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور، در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت.  و هم اوست که حافظ به عنوان "میر نوروزی" دوران حکومتش را " بیش از پنج روز " نمی داند.  

مسعـودی در این باره می نویسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ایران کوسه ای بر استر خود سوار شود ( و این جز در عراق و دیار عجم رسم نیست و اهل شام و جزیره و مصر و یمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سیر و گوشت چاق و دیگر غذاهای گرم و نوشیدنی های گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـیرون می کند و آب سرد بر او ریزد و احساس رنج نکند، و به فارسی بانگ زند: " گرما، گرما" و این هنگام عید عجمیان است که در اثـنای آن طرب کنند و شاد باشند. 

از برگزاری رسم میرنوروزی، تا 73 سال پیش، آگاهی داریم؛ علامه محمد قزوینی در پژوهشی ارزشمند دربارهً میرنوروزی - که مانند همه پژوهش های آن علامهً فقید ادبی و فرهنگی می باشد - شرحی آورده است، که خود می تواند پژوهش مردم نگاری باشد و دریغم آمد که به اشاره بسنده شود. 

.... یکی از دوستان موثـق نگارنده، از اطبای مشهور، که سابق در خراسان مقیم بوده اند، در جواب استفسار من از ایشان در این موضوع، مکتوب ذیل را به اینجانب مرقوم داشته اند که عیناً درج می شود : " در بهار 1302 هجری شمسی برای معـالجه بیماری به بجنورد رفته بودم. از اول فروردین تا چهاردهم فروردین در آنجا بودم، در دهم فروردین دیدم جماعت کثیری، سواره و پـیاده می گذرند، که یکی از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشیدی نشسته، چتری بر سر افراشته بود.  جماعتی هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. یکدسته هم پـیاده به عنوان شاطر و فراش که بعضی چوبی در دست داشتند، در رکاب او یعـنی پیشاپـیش و در جنبـین و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب های بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبی سر حیوانی از قبـیل گاو یا گوسفند بود، یعـنی استخوان جمجمه حیوانی، و این رمز از آن بود که امیر از جنگی فاتحانه برگشته و سرهای دشمنان را با خود می آورد. دنبال این جماعت، انبوه کثیری از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هیاهوی بسیار داشتـند. تحقیق کردم، گفتند که در نوروز یک نفر امیر می شود، که تا سیزده عید، امیر و حکمفرمای شهر است، به اعیان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس می دهد، که همه کم یا زیاد تقدیم می کنند. به این طریق که مثلا حکمی می نویسد برای فلان متعـین : - که شما باید صد هزار تومان تسلیم صندوق خانه کنید، البته مفهوم این است که صد تومان باید بدهید. البته این صد تومان را کم و زیاد می کردند، ولی در هر حال چیزی گفته می شد، غالب اعیان به رغبت و رضا چیزی می دادند. زیرا، جزو عادات عید نوروز به فال نیک می گرفتـند. از جمله به ایلخانی هم مبلغی حواله می دادند که می پرداخت. بعد از تمام شدن سیزده عید دورهً امارت او به سر می آید، و گویا در یک خاندان این شغـل ارثی بود ".    

بی گمان امروز، کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمزرنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان می بیـنیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند، بازماندهً شوخی ها و سرگرمی های انتخاب " میر نوروزی " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند، نه در وقت و جشنی دیگر؛ و آنان خود در شعرهایی که می خوانند، می گویند : حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه .  

روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال
یکی از آیـین های کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند. زردشـتیان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود برمی گردند ". 

در روزهای پنجه، از جمله رسم ها، تهیه کردن غذا، آیـینی مذهبی بوده، ابوریحان می نویسد:  ... و گبرکان در این پنج روز خورش و شراب نهند، روان های مردگان را و همی گویند، که جان مرده بیاید و آن غذا گیرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزمیان پنج روز آخر اسفند و پنج روز دیگری که در پی آن است و ملحق به این ماه مانند اهالی فارس، در روزهای فروردگان برای ارواح مردگان در گورستان غذا می گذارند. 

یکی از صورت های برجا ماندهً این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاه ها و " زیارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال - رسمی عام است. در این روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند.  در برخی از شهرهای ایران، روز پیش از عید، خانواده های عزادار، از خویشان و نزدیکان با غذا و حلوا پذیرایی می کنند و در سر مزار جمع می شوند. و نیز رسم است که ایرانیان شیعه، در موقع سال تحویل، به زیارت قبر امامان و امامزادگان میروند.  

خانه تکانی
اصطلاح " خانه تکانی " را بیشتر در مورد شستن، تمیز کردن، نو خریدن، تعمیر کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسیدن نوروز، به کار می برند. در این خانه تکانی، که سه تا چهار هفته طول می کشد، بایستی تمامی ابزارها و وسیله هایی که در خانه است، جا به جا، تمیز، تعـمیر و معاینه شده و دوباره به جای خود قرار گیرد. برخی از ابزارهای سنگین وزن، یا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسیله های دیگر، فقط سالی یک بار، آن هم در خانه تکانی نوروزی، جا به جا و تمیز می شود.  در برخی از شهرهای آذربایجان نخستین چهارشنبهً ماه اسفند ( چهارشنبه موله) به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد. 

خانه تکانی امسال، در خانه تکانی شهر نیز سرایت کرد :  مسئـول خدمات شهری شهرداری تهران در مصاحبه ای گفت : از آن جا که ایرانی ها براساس یک سنت حسنه همه ساله در واپسین روزهای سال اقدام به نظافت و پاکیزه گی منازل خود می کنند، شهرداری تهران نیز برای دستیابی به شهری پاکیزه و تمیز همگام و همراه با مردم، نسبت به لکه گیری گذرگاه ها و جمع آوری نخاله ها و ضایعات شهری در مناطق بیست گانه شهرداری تهران اقدام می کند.  

کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عید " به صورت نمادین و شگون، از روزگاران کهن، در همهً     خانه ها و در بین همهً خانواده ها مرسوم است. 

در ایران کهن، " بـیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله ( گیاهی است از تیرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتی متر است )، ارزن، ذرت، لوبـیا، نخود، کنجد، عدس و ماش میکاشتـند؛ و در ششمین روز فروردین، با سرود و ترنم و شادی، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگی به هر سو می پراکندند ".  و ابوریحان نقـل می کند که : " این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رویـیدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند ".  

امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هایی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند.  موقع سال تحویل و روی سفره "هفت سین " بایستی سبزه بگذارند. در برخی از شهرهای آذربایجان، سومین چهارشنبه به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد.  این سبزه ها را در خانواده ها تا روز سیزده نگه داشته، و در این روز زمانی که برای " سیزده بدر " از خانه بـیرون می روند، در آب روان می اندازند. 

سفره هفت سین
رسم و باوری کهن است که همهً اعضای خانواده در موقع سال تحویل ( لحظهً ورود خورشید به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین گرد آیند.  در سفره سفید رنگ هفت سین، از جمله، هفت رویـیدنی خوراکی است که با حرف " س " آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی رویـیدنی ها و فراورده های کشاورزی است - چون سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها- می گذارند. افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آینه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی ( مسلمانان قرآن و زردشتیان اوستا و ... ) نیز زینت بخش سفرهً هفت سین است. این سفره در بیشتر خانه ها تا روز سیزده گسترده است.  

در برخی از نوشته ها از سفره هفت شین (هفت رویـیدنی که با حرف شین آغاز می شود) سخن رفته و آن را رسمی کهن تر دانسته اند.  در ریشه یابی واژهً هفت سین نظرهای دیگری چون هفت چین ( هفت رویـیدنی از کشتزار چیده شده ) و هفت سینی از فراورده های کشاورزی نیز بیان شده است.  پراکندگی نظرها ممکن است به این سبب باشد که در کتاب های تاریخی و ادبی کهن اشاره ای به هفت سین نشده و از دورهً قاجاریه است که درباره باورها و رفتارها و رسم های عامیانهً مردم تحقیق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمی دانیم که آیا پیش از قاآنی هم شاعری هفت سین را در شعر خود آورده است؟

       سین ساغر بس بود ما را در این نوروز روز             گو نباشد هفت سین رندان دُرد آشام را

میرزاده عشقی نیز در " نوروزی نامه " در اسلامبول در مسمطی برای آگاهی مردم آن دیار سروده : 

همه ایرانیان نوروز را از یاد بود کی

بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ری

بساط هفت سین چینند و بنشینند دور وی

پوشیدن لباس نو
پوشیدن لباس نو در آیـین های نوروزی، رسمی همگانی است. تهیه لباس، برای سال تحویل، فقیر و غنی را به خود مشغـول می دارد. در جامعه سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی - به ویژه برای کودکان - رسمی در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز، برای نو پوشاندن کارگزاران و زیر دستان بود. ابوریحان بـیرونی می نویسد : " رسم ملوک خراسان این است که در این موسم به سپاهیان خود لباس بهاری و تابستانی می دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشیدن های نوروزی فراوان یاد کرده اند. و برای این باور است که در وقف نامهً حاجی شفیع ابریشمی زنجانی آمده است :هر سال شب های عید نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عواید موقوفه تهیه و به اطفال یتیم تحویل شود.  

سفرنامه نویسان دوره صفویه و قاجاریه، در شرح و وصف جشن های نوروزی، از لباس های فاخر مردم فراوان یاد کرده اند. خرید لباس نو و برخی وسیله های فرسوده ای که به مناسبت نوروز نیاز به " نو " ساختن دارد، رقم عمدهً هزینه های فصلی - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکیل میدهد.  بسیاری از خانواده ها که در سوگ یکی از نزدیکان لباس سیاه پوشیده اند، به مناسبت نوروز، به ویژه هنگام سال تحویل، لباسی دیگر میـپوشند. کسانی که به هر علت لباس نو ندارند، می کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پیراهن - در هنگام سال تحویل، نو بـپوشند. 

در گذشته که فروشگاه ها و بازارهای فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خیاط ها سفارش می دادند، نوبت های دوخت و کار شبانه روزی خیاطان یکی از دشواری های خانواده ها بود.  اگر در روزهای پیش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان های نیکوکاری رسم است که برای کودکان نیازمند لباس تهیه کنند، این کار نیک پیش از آنکه برای کمک و همراهی باشد، برای لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.  

این باور کهن را در نوشته ها، توصیه ها و توصیف های نوروزی، همواره می بـینیم که : از طبـیعت پـیروی کنیم، از درختان یاد بگیریم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشیم، که شگون شادمانی و آرامش است.  

خوراک های نوروزی
در کتاب ها و سند های تاریخی و ادبی کهن، به ندرت از خوراکی هایی که ویژه جشن نوروز (یا جشن های دیگر) باشد سخن رفته است. نویسندگان و مورخان بحث از " خوردنی " ها را، شاید، پـیش پا افتاده، نازیبا و یا بدیهی می دانستند. در کتاب های قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف های دقیق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آیـین های دیگر کم نیست، ولی از نوع و ویژگی خوراک های جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و امیران و نه در خانه های عامهً مردم، سخنی نرفته است. 

در مقاله ها و پژوهش هایی که در این هفتاد و پنج ساله اخیر درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردنی های سفره هفت سین، گاه از غذاهای ویژه شب پیش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده های سنتی شهرها و منطقه های مختلف یاد شده است. خوراکی هایی که با ویژگی های اقلیمی و نوع فراورده های هر منطقه هماهنگی داشت، و در عین حال بهترین و کمیاب ترین غذای منطقه بود؛ و همه قشرهای اجتماعی - فقیران نیز - میکوشند که در این روزها، برای فراهم آوردن غذای بهتر، گشاده دستی کنند و به گفتهً ابوریحان:"این عیدها، یکی از اسبابی است که تنگی روزی فقیران را به زندگی فراخ مبدل می سازد ". 

امروز در تهران و برخی شهرهای مرکزی ایران، سبزی پلو ماهی خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شاید بتوان گفت که غذای خاص نوروز در این منطقه است. " پلو " در شهرهای مرکزی و کویری ایران ( می توان گفت غیر از گیلان و مازندران در همهً شهرهای ایران ) تا چندی پـیش غذای جشن ها، غذای مهمانی و نشانه رفاه و ثروتمندی بود. و این " بهترین " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقیر و غنی - در شب نوروز بود. اگر نیک مردی در صد و پنج سال پـیش در استرک کاشان، ملکی را وقف می کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک، وضیع و شریف، ذکور و اناث، صغیر و کبـیر، بالسویه برسانند "، بی گمان به این نیت بوده، که در شب نوروز  سفرهً هیچ کس بی " پلو " نباشد. 

با پـیدایش و گسترش رسانه های گروهی صنعتی امروز چون روزنامه ها، رادیو و تلویزیون، و وجود برنامه های گونه گون در معرفی جشن ها و آیـین های کهن، نوعی یکنواختی در فراهم آوردن وسیله ها و برگزاری مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بی گمان تبلیغات مؤسسه های تولید کننده کالاها نیز عاملی  موثر در این یکنواختی هاست.  

دید و بازدید نوروزی، یا عید دیدنی
از جمله آیـین های نوروزی، دید و بازدید، یا " عید دیدنی " است. رسم است که روز نوروز، نخست به دیدن بزرگان فامیل، طایفه و شخصیت های علمی و اجتماعی و منزلتی می روند. در بسیاری از این عید دیدنی ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب های تاریخی و ادبی، تـنها از عید دیدنی های رسمی دربارها و امیران و رئـیسان خبر می دهند. رسمی که هنوز هم خبرگزاری ها و رسانه ها، به آن بسنده می کنند. " دیدن" های نوروزی که ناگزیر " بازدید " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسی و روبوسی است، در روزهای نخست فروردین، که تعطیل رسمی است، و گاه تا سیزده فروردین ( و می گویند تا آخر فروردین ) بـین خویشاوندان و دوستان و آشنایان دور و نزدیک، ادامه دارد.  رفت و آمد گروهی خانواده ها، در کوی و محله - به ویژه در شهرهای کوچک - هنوز از میان نرفته است.  این دید و بازدیدها، تا پاسی از شب گذشته، به ویژه برای کسانی که نمی توانند کار روزانه را تعـطیل کنند، ادامه دارد. 

تا زمانی که "مسافرت های نوروزی" رسم نشده بود، در شهرها و محله هایی که آشنایی های شغـلی و همسایگی و " روابط چهره به چهره " جایی داشت، دید و بازدید های نوروزی، وظیفه ای بـیش و کم الزامی به شمار می رفت. و چه بسا آشنایانی بودند - و هستـند - که فقط سالی یک بار، آن هم در دید و بازدید های نوروزی، به خانهً یکدیگر می روند. به یاد دارم که در کرمان، در بـین زردشتیان، هنگامی که کسی از دوست و آشنایش گله می کرد که چرا بدیدنش نمی آید، این جمله می گفت : " اگر با هم قهر هم بودیم، دست کم سالی یک بار به خانهً هم می آمدیم " و چه بسیار کدورت ها و رنجشن های خانوادگی و خویشاوندی که به یـُمن دید و بازدید های نوروزی برطرف شده و می شود. 

گسترش شهرها، ازدیاد جمعـیت، پراکندگی خانواده های سنتی، محدودیت های شغلی و نیز فرهنگ آپارتمان نشینی، از عامل هایی است که دید و بازدید های نوروزی را کاهش داد.  و بر اثر این دشواری ها و محدودیت های زمانی، بسیاری از خانواده هایی هم که به مسافرت نمی روند، برای دید و بازدیدهای نوروزی، از پـیش زمانی را معـین می کنند. 

کتاب تذکره صفویه کرمان که گزارشی از رویدادهای سال های 1063 تا 1104 است، " شرح  وقایع " هر سال را، با این که محاسبهً ماه و سال بر اساس تقویم قمری است، از برگزاری جشن ها، رسم ها، و آیـین های نوروزی، در دستگاه حکومتی آغاز می کند، از جمله :   حاکم و وزیر و آصف حمیده سیر، در نوروز آن سال (1080 قمری) که مصادف با 15 شوال بود، در باغ نظر به عیش و خرمی گذرانده، علما و صلحا  وشعرا را به صلات گرانمایه خرسند گردانید (...) و دستار خواهان گسترده، اقسام طعام نزد خاص و عام کشید. روز دیگر به دیدن اعزه ولایت رفته، دو سه روز هم چنین دیدن مردم می نمودند، و بعد از آن هر روزه به ازاء ضیافت نوروزی، هنگامه تیر اندازی گرم بود.   تماشای " جنگ گاو و قوچ " نیز در این دوره از آیـین های نوروزی بود :     روز نوروز سال 1101 که در 7 جمادی الثانی واقع بود، طرف عصر وزیر به اتفاق ( ... ) در صحرای موًیدی     ( در  قسمت شمال شهر فعلی کرمان ) جنگ گاو و قوچ طرح انداخته، بعد از آن اسب دوانی  کرده، از حضور دوستان جنانی خرمی، و به مقـتـضای وقت کامرانی می نمودند.  

نوروز اول
در دید و بازدیدهای نوروزی رسم است که نخست به خانهً کسانی بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوی از آن خانواده است. خانواده های سوگوار افزون بر سومین، هفتمین و چهلمین روز، که بیشتر در مسجد برگزار می شود، نخستین نوروز که ممکن است بیش از یازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه می نشـینند. و در این روز است که خانواده های خویشاوند لباس سیاه را از تن سوگواران در می آورند. جلسه های " نوروز اول " که جنبهً نمادین دارد، در عین حال از فضای دید و بازدیدهای نوروزی برخوردار است. و دیدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسلیت نمی گویند، بلکه برای آنان " آرزوی شادمانی " می کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـیشتر در شهرهایی برگزار میشود که آخرین روز اسفند را به عنوان یاد بود درگذ شتگان سال سوگواری نکنند.   

هدیه نوروزی، یا عیدی
هدیه و عیدی دادن به مناسبت نوروز رسمی کهن است، کتابهای تاریخی از پـیشکش ها و بخشش های نوروزی - پـیش از اسلام و بعد از اسلام - خبر می دهند، از رعـیت به پادشاهان  حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزیران، دبـیران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ویژه کودکان.   

رسم هدیه دادن نوروزی را، ابوریحان بیرونی از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنین آورده :   نیشکر در ایران، روز نوروز یافت شد، پـیش از آن کسی آن را نمی شناخت. جمشید روزی نی ای دید که از آن کمی به بیرون تراوش کرده، چون دید شیرین است، امر کرد این نی را بـیرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبریک به یکدیگر شکر هدیه کردند، و در مهرگان نیز تکرار کردند، و هدیه دادن رسم شد.  

پـیشکشی رعیت ( تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولایت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشی از باج و خراج و مالیات سالانه بود که - گفته یا نگفته - به آن متعـهد بودند. و " خزانه " کشور از آن آبادان بود. ابوریحان بـیرونی می نویسد :   پادشاهان ساسانی آنچه را که پنج روز عید ( به ترتیب؛ اعیان، دهقانان، سپاهیان، خاصان و خادمان ) هدیه آورده بودند، روز ششم امر به احضار می کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه می داشت، و آنچه می خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتـند می بخشـید.  

کمپر، سیاح دوره صفوی، از هدیه های حاکمان و ثروتمندان محلی، که برای شاه سلیمان می آوردند، به عنوان " سومین رقم بودجه دربار " یاد می کند. تاورنیه هدیهً یکی از حاکمان را به پادشاه " ده هزار اشرافی " ذکر کرده، و شاردن هدیه های به پادشاه را حدود 2 میلیون فرانک تخمین میزند.  " درو ویل " می نویسد :    این هدیه های نوروزی علاوه بر طلا، جواهر و سکه های زر، عبارت از اسب های اصیل، جنگ افزار، پارچه های گران بها و شال های کشمیر و پوست های ممتاز و قـند و قهوه و چای و مربا است. 

در کتابهای تاریخی و ادبی، بـیش از همه از هدیه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هدیه ای که، بنا بر رسم، برای سرودن قصیده ها و مدیحه های نوروزی داده می شد. هدیه به شاعران در جشن نوروز که انگیزه و وسیله ای برای سرودن شعر و مدیحه بود، در واقع نوعی حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار می رفت. از جمله بیهقی می نویسد :   روز پنج شنبه هجدهم ماه جمادی الاخری، امیر ( سلطان مسعـود ) به جشن نوروز به نشست، و هدیه ها بسیار آورده بودند، و تکلیف بسیار رفت و شعر شنود از شاعران که شادکام بود، در این روزگار زمستان و فارغ دل، و فترتی نیفتاد و خلعت فرمود، و مطربان را نیز فرمود، و مسعـودی شاعر را شفاعت کردند، سیصد دینار فرمود.  

این بخشش ها گاه به اندازه ای بود که می توانست شاعری را توانگر سازد :  گویند روز نوروزی، جهت خالدبن برمک وزیر، کاسه ها از زر و نقره هدیه آورده بودند. یکی از شاعران عرب در این باره شعری سرود و به این موضوع اشاره کرد. خالد هر چه در آن مجلس اوانی زر و نقره بود به آن شاعر بخشید. چون اعتبار کردند، مالی عظیم بود و شاعر از آن توانگر شد. 

رسم و ضابطه پـیشکش های سنگین بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره مشروطیت رایج بود. برقراری مالیات ها و الزام به پرداخت های منظم و حساب شده، پـیشکش های باج و خراج گونه را به مقدار زیادی از اعتبار انداخت. ولی دادن عیدی و هدیه به ویژه از طرف مقام بالا تر ( منزلتی، اقتصادی و سنی ) از رسم ها و آیـین های دیرین فرهنگ ماست. امروز رسم عیدی دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم درآمد و خدمتگزاران در محیط کار، به رفتگر، به نامه رسان و ... در عین حال نوعی جبران زحمت و انـتـظار خدمت است. عیدی های امروز بیشتر به صورت نقد و اسکناس نو است. بانک ها پـیش بـینی تهیهً " اسکناس نو " کرده، و در اختیار مشتریان می گذارند. در جامعـه کشاورزی، روستایی و عشایری، در گذشته ای نه چندان دور، پـیشکش های نوروزی فراورده های محلی بود و بخشش ها، کالا و فراورده غیر محلی.  

هد یه دادن ها، ک به مناسبت هایی، چون عید، موفقیت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ (در برخی شهرها، به ویژه جامعـهً عشیره ای رسم است که برای خانواده متوفا غذا، گوسفند، برنج و ... می برند) و .. است، به ویژه در خانواده های سنتی، دارای اهمیت و مفهومی در خور توجه است (که خود پژوهش  و گفتاری جداگانه می طلبد).  هر چند که چند سالی است واژهً فرانسوی " کادو " برای هدیه هایی چون ره آورد ( سوغات )، چشم روشنی، مبارک باد، جای خالی پا و ... به کار می رود، ولی اهمیت، کیفـیت و کمیت هر یک متمایز است.  البته این باور وجود دارد که گرفتن عیدی از دست کسان مورد احترام ( از نظر سنی، منزلتی، خویشاوندی، علمی، نسبی و ...) تبرک، دارای  شگون و " دست لا ف " است. 

کارت تبریک عید
تبریک گفتن عید و جشن نوروز، در نامه هایی که از شهری به شهر دیگر فرستاده می شد، رسمی کهن است. در برخی از منشآت و کتابهای ترسل و نامه نگاری نمونه هایی آمده است، ولی با رواج چاپ، فرستادن " کارت تبریک عید " که با مضمون ها و رنگهای گونه گون تهیه و در دسترس قرار گرفته، وارد فرهنگ ما شده است.  با کم شدن دید و بازدیدها - به علت هایی که در پـیش یاد شد - فرستادن کارت تبریک رونق بـیشتری یافته است.  

چهاردهم فروردین
در واقع آغاز کار و فعالیت های " سال نو " از چهاردهم فروردین است. دبستان ها، دبـیرستان ها و دانشگاه ها از این روز آغاز می شود. مسافرت رفتن پـیش از سیزده را باور عامیانه نحس می داند. کوچ بسیاری از عشایر از چهاردهم فروردین است. تـقسیم آب کشاورزی، در برخی از روستاها و بسیاری از فعـالیت های دیگر، از چهاردهم فروردین شکل می گیرد.   

باورهای عامیانه
رفتارها و گفتارهای هنگام سال تحویل و روز نوروز، به باور عامیانه، می تواند اثری خوب یا بد برای تمام روزهای سال داشته باشد. برخی از این باورها را در کتابهای تاریخی نیز می یابـیم، و بسیاری دیگر باورهای شفاهی است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسیده است : 

- کسی که در هنگام سال تحویل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.  

- موقع سال تحویل از اندوه و غم فرار کنید، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد. 

- روز نوروز دوا نخورید بد یمن است. 

- هر کس در با

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اسفند 1386    | توسط: سیدمهدی سبزیان    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

اسامی 175 منتخب مردم ایران در انتخابات مجلس هشتم

اسامی 175 منتخب مردم ایران در انتخابات مجلس هشتم

خبرگزاری فارس: اسامی 175 منتخب مردم ایران در انتخابات مجلس هشتم كه بیش از 70 درصد آنها را اصولگرایان تشكیل می دهند، منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری فارس، اسامی شهرها و منخبان مردم ایران به این شرح است:
سمنان_گرمسار : عبدالرضا ترابی
گلستان _ مینودشت: سیدنجیب حسینی
چهارمحال_بروجن: سیروس برنا
چهارمحال_ اردل و فارسان: نورالله حیدری
كرمان_ بم: موسی غضنفرآبادی
كرمان_ رفسنجان: حسین هاشمیان
كرمان _ سیرجان: شهباز حسن پور
كرمان _ زرند: حسین امیری
كرمان _كهنوج: محمد رضا امیری
سمنان: مصطفی كواكبیان
سمنان_ دامغان: حسن ملك محمدی
همدان_ تویسركان: شهریار طاهری
همدان _ رزن: محمد مهدی مفتح
نهاوند: مهدی سنایی
بیرجند:حسین ابراهیمی
قائنات: موسی قربانی
بهار و كبودرآهنگ: عیسی جعفری
نهبندان و سربیشه: محمدرضا صابری
اسفراین: هادی قوامی
شیروان: محمدحسن حسین‌نژاد
علی‌آباد كتول: اسدالله قره‌خانی
گرگان: سیدعلی طاهری
فاروج و قوچان: عباسعلی رستمی
ابهر و خرمدره: احمد مهدوی
قم: لاریجانی
قم: محمد رضا آشتیانی
قم: علی بنایی
لنجان: محسن كوهكن
بانه: فخرالدین حیدری
كرمان و راور: محمدعلی كریمی
كرمان و راور: غلامرضا كرمی
جیرفت: اسلام پناه
بافت: محمدتقی بختیاری
شهر بابك: مصطفی صفاحسینی
صومعه سرا: سید كاظم دلخوش
نورآباد ممسنی: مرادی
سپیدان: عنایت الله هاشمی
مرودشت: علی اكبر قبادی
كازرون: شاهین محمد صادقی
لامرد: محمد علی حیاتی
فسا: محمد حسن دوگانی
استهبان: سقایی
فیروزآباد: موسوی سرچشمه
داراب: افشاری
سروستان: كوهی
گچساران: سید قدرت‌الله حسینی
آستارا: دلق پوش
كاشمر: محمدرضا خباز
پاوه و اولامانات: سیدفتح‌الله حسینی
سنقر و كلیایی: محمد حسین حیدریان
كنگاور، صحنه و هرسین سید جواد زمانی
بناب: ضیاء‌الدین اعزازی
گرمی: ولی اسماعیلی
فریدن، فریدون شهر و چادگان: بهمن محمدی
اسدآباد: اكبر رنجبرزاده
سلماس: علی اكبر آقایی مغانجویی
پلدختر: علی اكبر كائیدی
نائین: حسین حسنی بافرانی
چناران و طرقبه: محمد دقانی تفندر
تفرش: بهمن اخوان
قروه و دهگلان: سیدعماد حسینی
كلبیر و هوراندو: ارسلان فتحی پور
فردوس طبس و سرابان: محمد كریم عابدی
بهشهر و ؟ احمدعلی مقیمی
تنكابن و رامسر: ابوالفتح نیكنام
قائمشهر و سوادكوه: سید علی ادیانی
قائمشهر و سواد كوه: عزت‌الله اكبری
بابلسر و فریدونكنار: مقداد نجف نژاد
آمل: عزت الله یوسفیان
بابل: علی كریمی فیروزجایی
بندرانزلی: حسن خسته بند
شاهرود: كاظم جلالی
میناب: سید علی میرخلیلی
وردكان و خاروانا: رضا علیزاده
مهاباد: جلال محمودزاده
اردستان: سید مصطفی طباطبائی نژاد
خمین: محمد حسین مقیمی
درگز: علیرضا صمیمی
اردكان: محمدرضا تابش
شهرضا، سمیرم و سفلی: عوض حیدرپور شهرضایی
سلسله و دلفان: محمد محمدی
كوهدشت: علی شاهرخی قبادی
ارود و ازنا: عزت الله دهقان
فردوس و سرابان: محمد كریم عابدی
خاش: پیشنگ ریگی
نور و محمود آباد: احمد ناطق نوری
رودبار: صمد مرعشی
مراغه، عجب‌شیر: یوسف نجفی
تفت و میبد: سید جلال یحیی زاده فیروز آباد
نطنز و مهتر: محمد ضابطی طرقی
لنگرود: مهرداد لاهوتی
لاهیجان: یوسف قاسمی قولك
بیجار: بهمن مرادنیا
دشتستان: جهانشیر كدخداپور
مرند و جلفا: سیروس سازدار
هشترود: غفار اسماعیلی
بوكان: محمد قسیم عثمانی
ماكو و چالدران: سلیمان جعفرزاده
فومن و شفت: علی میرزایی فلاح آبادی
كهكیلویه: سید علی بزرگواری
بویراحمد: ستار هدایتخواه
خواف و رشتخوار: محمدرضا سجادیان
خلخال: بشیر خالقی
بجنورد: محمد مهدی شهریاری
بجنورد: موسی‌الرضا ثروتی
قصر شیرین: فرهاد تجری
قصر شیرین: فتح‌الله حسینی
محلات و دلیجان: علیرضا سلیمی
رباط كریم: حسن نوروزی
ساری: علی اصغر یوسف نژاد
ساری: سید رمضان شجاعی
بندر لنگه: احمد جبار ی
تربت جام و تایباد: غلامرضا اسدالله
تربت حیدریه: محمد علی مینایی
سبزوار: محمد رضا محسنی ثانی
فریمان و سرخس: سید حسین حسینی
گناباد: مهدی مهدی زاده
مشكین شهر: یونس اسدی
تالش و رضوانشهر: بهمن محمدیاری
مسجد سلیمان: امیدوار رضایی
دزفول: سید احمد آوایی
دشت آزادگان: هاشم سواری
اراك و كمیجان: عباس رجایی
اراك و كمیجان: سید احمد لطفی
ساوه و زندیه: حسین اسلامی
شازند: محمود احمدی بیغش
شهریار: حسین گروسی
پاكدشت: فرهاد بشیری
ورامین: سید حسن نقوی
ساوجبلاغ: محمد حسین نژاد فلاح
اساوند و فیروز كوه: شاهرخ رامین
كرج: فاطمه آجرلو
كرج: عزیز اكبریان
خمینی شهر: مصطفی رضاحسینی
گلپایگان و خوانسار: محمد ابراهیم نكونام
فسا: محمد حسین دوگانی آقاچوغلو
زابل و زهك: عباسعلی نورا
بستان آباد: محمد وحدتی ملان
ملایر: امین حسینی رحیمی
بوشهر گناوه و دیلم: غلامعلی سیگلی نژاد
ماهنشان: رضا عبدالهی
رودسر و املش: اسدالله عباسی
میاندوآب: جهانبخش محبی نیا
كاشان: اصغر گرانمایه پور
پیرانشهر و سردشت: محمد علی پرتوی
ملكان: سلمان خدادادی
شوش: جاسم ساعدی
مینودشت و كلاله: سید نجیب حسینی
ارومیه: سید سلمان ذاكر
اسلام آباد غرب: حشمت الله فلاحت پیشه
شادگان: مجید ناصری نژاد
اهواز: شعیب جویجری
سراوان: عبدالعزیز جمشید زهی
خرمشهر: مصطفی مطورزاده
چابهار، كنارك و نیكشهر: یعقوب جوگان
نیشابور: سید علی حسینی
نیشابور: حسین سبحانی نیا
سمیرم: بهروز جعفری
لامرد و مهر: محمد علی حیاتی
بوئین زهرا: روح‌الله جانی عباسپور
تاكستان: امیر طاهرخانی
بهبهان: حاجی محمد موحد
رامهرمز: سید ناصر موسوی
لارستان و خنج: علی اصغر حسینی
فیروزآباد: سید یونس موسوی
همدان: حمید رضا بابائی
اردبیل: قاسم محمدی
اردبیل: جواد صبور
ممسنی: علیرضا مرادی
كوار، لردستان: نصراله كوهی
بندرعباس: سید مصطفی ذوالقدر
بندرعباس: محمد آشوری
بندرعباس: محمد امین فرج‌زاده

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 اسفند 1386    | توسط: سیدمهدی سبزیان    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

گلچینی از مداح عاشورا دانلود کنید

گلچینی از مداحی های محرم از ذاكران اهل البت آقایان محمود كریمی، محمد رضا طاهری، عبدالرضا هلالی، حسین سیب سرخی و دیگران

برای دانلود کردن مداحی ها، روی آنها کلیک راست نموده و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید

روضه حضرت علی اکبر (ع)، مقام معظم رهبری (حفظه الله)

حاج محمود كریمی

یه دختر سه ساله
علی علی لای لای
مادر برات لالایی خونده
دل خون تر از ابر و طوفان
چشمای بی خواب آوردم
دختر آواره ی غم ها منم
دینم دینم زینب و حسینه
یا ابا المظلوم بابا حسین
بی یار و یاور در دل صحرا
زینب زینب زینب جانم زینب
تو را سنگ صبور عشق دیدم
جنگیدم به نفس های آتشینم
داداش، از این زمین دل واپسم
برای شیر مادره بچه اگر مثل شیره
سه غم اومد سراغم، هر سه یکبار
دلم شاد عمو جان برا تو کاری کردم
کنار ایوون خونه کبوتر زخمی و خسته
شب تاره بی قراره دلی که چاره نداره
صبا بگو تو از من، به شاه آل هاشم
بچه ها دست بابا خونی شده
ببین زانو زده، یل ام البنین
این صحنه ای که دیدم کسی باور نداره
با هر نفس پر می زنم دور سر ابوالفضل
ای حسین عشق منی، حسین عشق منی
می زنی تو دست و پا من، دست و پا گم کرده ام
دوست دارم تشنه باشم، شیر مادر را ننوشم
حاجتی نیست کسی سفره ی دل باز کند
نفس بکش پسرم، یک اذان بگو که پدر
خون خوردن و حرفی نزدن کار دلم بود

حاج محمد رضا طاهری

مهلا، مهلا، یا ابن الزهرا
گفت ای عمه بیا تو در بر من
داداش حسین ، داداش حسین
من باغبان باغ آتش گرفته هستم
فخرم اینه تو دنیا که دلم با رقیه ست
ای خدا گردیده بر پا خیمه های آل طاها
آی مردم، آی مردم، دلمو با غم سرشتم
لب تشنه امام من، ذکر صبح و شام من
آی مردم، آی مردم بر دلم داغ جوونه

شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش اول
شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش دوم
شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش سوم
شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش چهارم
شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش پنجم
شب عاشورا محرم 1424 (1381) - بخش ششم
شام غریبان محرم 1424 (1381) - بخش اول
شام غریبان محرم 1424 (1381) - بخش دوم
شام غریبان محرم 1424 (1381) - بخش سوم
شام غریبان محرم 1424 (1381) - بخش چهارم
شام غریبان محرم 1424 (1381) - بخش پنجم
شام غریبان محرم 1424 (1381) - بخش ششم

حاج عبدالرضا هلالی

پسر ام البنین ی
کرب و بلا غوغا غوغا
محرم شد دوباره ماتم اُومد
سر زدی بر من در این دل شب
بی تو می میرم عمه جان زینب
قسم به اشک دیده به یک سر بریده
چون عمو قاسمت حیدری مذهب است
حسین،ای برادر من بی کفن،ای برادر من
عمو جون پیشم بشین، دارم می رم
یکی بود یکی نبود به زیر گنبد کبود
با رقیه دل من خدایی می شه
خدایا خدایا در حرم غوغاست
دلیران، ای پهلوانان مرد
گفتم بهش بابا دارم


نریمان پناهی

حضرت زینب (س)
حضرت على اصغر (ع)
حضرت على اكبر (ع)
حضرت ابوالفضل (ع)

حاج حسن خلج

عموم اباالفضل یه پهلوونه
چرا دیگر نمی تابی تو ای ماه منیرم
طفل یتیمی زحسین گم شده ساربان ساربان



حاج مهدی سلحشور

من زائر سرزمین عشقم دلداده نازنین عشقم
کن تماشا جان من از آتش غم شعله ور شد
موجی زدریا مانده ام، رفتند و تنها مانده ام
دلربا و مه جبینی تو برترین ساقی زمینی
ای عشق بی نهایت آقام آقام اباالفضل
نکش پاتو رو خاکا، نزن آتیش به جونم
دخترم گریه نکن، آسمونت آبی شده
شده غصه نصیبم، میا کوفه حبیبم
هر قدم قافله سوی خزان می رود
جان اخا نباشد بر این لبم جوابی
ما زتبار علی، هر دو گل زینبیم
اولاد زینبین، شیران هاشمی
ای یادگار من جان برادرم
تا سر زدی در قلب شب
ولدی اِی علی جان
وا غریبا وا غریب

حسین سیب سرخی

اُم البنین، مادر عباس
گمانم کربلا شد عمه نزدیک
آن را که به خاک کربلا بار افتد
بر دلم دارم شراره از غم دوری دلبر
من از عشق تو مستم شده بسته
سلطان کربلا چو تمنای آب کرد
علی اکبر علی علی علی
تقطعوه بالسیوف ارباً ارب
یا رقیه بنتُ الحسین



حاج احمد واعظی

ای پدر ای پدر جان عمه بگو
آن طرف طفلی سه ساله
عجب رسمیه رسم زمونه
روضه حضرت رقیه (س)

مهدی اکبری

اینجا کجاست داداش من، دلم داره می گیره
ای عمو با چشم خونین، حال زار بلبلت بین
علم اگر از دست علمدار زمین نمی خورد
همه جا جار می زنم با این نوای منجلی
ای علمدار ای علمدار ای علمدار حسین
یاس را احساس معنا می کند عشق را
قدری آهسته غزالم ای مه ابرو هلالم

روح الله بهمنی

عمو حسین مظلوم
عباس بی شک تو بهترینی
منم عباس حسین اباالفضل
دلبر و دلداده و دلدار اباالفضل

سید مهدی حسینی

اکبرم لبات رو واکن باز تو بابا صدام کن
چشمای خیس و بارونی که مثل الماس
ای یار کربلایی دلدار نینوایی ای یادگار حیدر
ارمنی ها تو خونشون یه شاخه ی یاس می ذارن
توی آسمون قلبم می نویسم با گل یاس
خراب عشق تو ام و تو باده ی ناب منی
الا یا ایها الناس جوونیم نذر عباس


طفله رقیه، ملا باسم
ماالبین، یحسین، من زغری شاب رأس، مُلا باسم
ستاره می خیزد، این ساقی عطشان، حاج منصور ارضی
ای فدایی زهرا (س)، اُفتاده در صحرا، حاج منصور ارضی
در این مصیبت چو نی بنالم، حمید علیمی
چرا رنگ از رخ زهرا پریده، سید علی مؤمن
آهسته تر رو ای بهترینم، سید مهدی میرداماد
شعله ی شرمندگی آبم نموده، احد قدمی

نوشته شده در تاریخ شنبه 29 دی 1386    | توسط: سیدمهدی سبزیان    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

آثار برتر مسابقه زلزله و ایمنی در سطح ناحیه 4


<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>

نام  و نام خانوادگی


نام آموزشگاه


نام اثر


نام ونام خانوادگی


نام آموزشگاه


نام اثر


1»روژین مهدیخانی


دبستان رسالت


روزنامه دیواری


1»مالك گلی


هنرستان فاضله


ماكت


2» صبا انصاری


پویندگان رسالت


روزنامه دیواری


2» بشری تشكری


راهنمایی بنت الهدی


ماكت


3»احمد هنفی


راهنمایی شهدای گلدوزان


روزنامه دیواری


3» شورای دانش آموزی


دبستان مطهری


ماكت


4» مرضیه بابا پور


راهنمایی بشری


روزنامه دیواری


4» محمد تقاصی


دبستان امام حسین


ماكت


5» الناز صابر مقدم


راهنمایی حاتمی


روزنامه دیواری


5» فاطمه حیدری


دبستان گلچین


ماكت


6» نسترن ذاكری


دبستان شهید عبدی


روزنامه دیواری


6» عاطفه السادات آزادی


راهنمایی قدس


ماكت


7» سارا فوشانی


 


روزنامه دیواری


7»نیلوفر وثوقیان


كلاس پنجم


ماكت


8» محمد امین فرهانی


راهنمایی ابوطالب


روزنامه دیواری


8» زهرا جعفری


پایدار


ماكت


9»محمد معلمی و گروهش


دبستان میعاد


روزنامه دیواری


9» پارمیدا ذوالفقاری


 


ماكت


10»زهرا رفعتی


دبستان خواجه نوری


روزنامه دیواری


10» فاطمه حسینی مقدم


راهنمایی ایثار


ماكت


11»غزاله توسی


آموزگار خانم وحدتی


روزنامه دیواری


11»فاطمه خراشادی زاده


كلاس چهارم /2


ماكت


12»محبوبه اقتصادی و گروهش


كلاس271


روزنامه دیواری


12»هدیه برومند


بشری


ماكت


13»فائزه قاسمی


راهنمایی بنت الهدی


روزنامه دیواری


13»مطهره سالاری


كلاس چهارم


ماكت


14» فرشته حق شناس فاطمه شخصی


راهنمایی عصمت


روزنامه دیواری


14»محدثه معصومی


دبستان مطهری


ماكت


15» احمد فیضی


راهنمایی گلدوزان


روزنامه دیواری


15» امیر حسین محمدی


مدرسه حمزه


ماكت


 


آثار برتر مسابقه زلزله و ایمنی در سطح ناحیه 4



<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>
<>

نام  و نام خانوادگی


نام آموزشگاه


نام اثر


نام ونام خانوادگی


نام آموزشگاه


نام اثر


1»امیر رضا جدی


دبستان علم و ایمان


نقاشی  


1»فاطمه شنوایی زارع


راهنمایی شهید حاتمی


مقاله


2»زهره دانش نظری


دبستان گلریز


نقاشی


2» زهرا حاجی آخوندزاده


دبستان حاتمی


مقاله


3»فریده شفیعی


دبستان گلریز


نقاشی


3»بهنوش بخشی


گلچین


مقاله


4»فرزانه طاهری نژاد


دبستان گلریز


نقاشی


4»محمد حسین اسد پور


حمزه


مقاله


5»زینت ابهری


شیرودی


نقاشی


5»پریا دارابی و گروهش


 


مقاله


6»محمد قنبرزاده


اصحابی


نقاشی


6»مهلا هنرمند


دبستان خواجه نوری


مقاله


7»ساجده قراول


دبستان عبدی


نوشته شده در تاریخ جمعه 23 آذر 1386    | توسط: سیدمهدی سبزیان    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

افتتاح شبکه ملی اینترنت مدارس به میزبانی ناحیه ۴مشهد

افتتاح شبکه ملی اینترنت مدارس کشور

 به میزبانی ناحیه 4مشهد

همزمان با سراسر کشور ودر آستانه میلاد باسعادت علی بن موسی الرضا (ع) برای اولین بار شبکه ملی اینترنت مدارس به میزبانی ناحیه 4 در دبرستان فیوضات ناحیه با حضور جناب آقای افسری ریاست سازمان اموزش و پرورش خراسان رضوی ،عضو هئیت مدیره مخابرات خراسان رضوی مهندس فاضل نسب ،مسئولین استانداری ،روسای ادارات آموزش وپرورش نواحی هفتگانه مشهد ،در ارتباط مستقیم  از طریق شبکه ملی اینترنت مدارس  که وزیر آموزش وپرورش و وزیر فناوری و اطلاعات  حضور داشتند این پروژه عظیم افتتاح گردید د

ریاست سازمان آموزش وپرورش خراسان رضوی  جناب آقای افسری هدف از اجرای این طرح گفت : تجهیز و توانمند سازی 4000هزار مدرسه خراسان رضوی و بکارگیری فناوری و اطلاعات  وارتباطات در طول برنامه پنج ساله  توسعه  وبه منظور استفاده  از خدمات  و فرصت های آتی  پیش رو برای جامعه دانش آموزی ،معلمان ،کارمندان ،اولیاء وتوانمند سازی  آنان برای سرعت بخشیدن  به توسعه علمی کشور و تحقق جامعه دانایی محور

در این مراسم حدود 200نفر از معاونین  وکارشناسان فناوری واطلاعات  ونمایندگان هرناحیه حضور داشتند

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 آبان 1386    | توسط: سیدمهدی سبزیان    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^